غروب در مریخ

در مریخ از این خبر ها نیست. همه خوبن. همه مهربانن. همه خوشحالن. چون دقیقا هیچکس نیست که خوب باشد یا مهربان یا خوشحال. شاید مشکل اصلی زمین این باشد که همه هستند. به نظرم باید بشریت یکجایی می ایستاد و به خودش می گفت «خوب که چی؟» همه ی جواب ها در این خوب که چی؟ پنهان است. ولی هیچوقت بشریت نایستاد و رفت و رفت تا رسید به جایی که دیگر مهم نبود «خوب که چی؟»

ولی در مریخ «خوب که چی؟» معنی ندارد. یعنی مریخ کلا جای با صفایی ست. نه آدمی هست که جفتک بیاندازد نه خری که در زندگیت دخالت کند و نه گوسفندی که برایت شاخ و شونه بکشد. یک جایی بین بهشت و جهنم است. نه کسی را داری که برایت دل بسوزاند و نه کسی هست دلت را بسوزاند. غروب هایش خیلی قشنگ تر است. دلت را تنگ نمی کند چون چیزی نداری که دلت برایش تنگ شود.

دیگر نه دریایی هست که پول نداشته باشی بروی در ساحلش قدم بزنی. نه هوای خوبی که در هوای بد حسرتش را بخوری.

مریخ کلا خوب است شاید چون کسی نیست که آنجا را هم بد کند. BqfRyhHCQAAI265