هورمون هایی که خر می کنند

معلم دوران ابتداییمون همیشه می گفت که «زندگی دو روزه و ارزش غصه خوردن رو نداره پس شاد باشید برید مسافرت از زندگی لذت ببرید اصن سیگار هم بکشید کی به کیه». طفلک خودش تو چهل و خورده ای سالگی مُرد. اوایل فکر می کردم از کشیدن سیگار زیاد مرده بعدا فهمیدم سکته کرده البته سکته هم نمی کرد با اون قرض و بدهکاری که داشت مطمئنا بدهکارا می کشتنش. حالا اینکه دخترش با یه پسر دیگه فرار کرد خارج یا مادرزن و پدرزنش رو به خاطر حمل و نگهداری یه کیلو هروئین اعدام کردن هم تو مرگش تاثیر داشته یا نه؟ دقیقا نمی دونم. سوال اصلی من اینه که آیا خودش هم از زندگی لذت برد یا نه؟ این طور که از شواهد می شه برداشت کرد نه نبرده. پس چرا این همه از این چیزا برای ما می گفت برای من هم جای سوال داشت. شاید چون اون اوخر خودش هم هروئین می زد تاثیری در شادی و لذت بردن از زندگیش داشته که از این چیزا برای ما می گفت.  به هر حال صحبت اصلیمون اینه که اصلا لذت بردن چیه؟ چون تو جامعه ی ما هر کس به نحوی لذت می بره. مثلا یه نفر از عزاداری لذت می بره  یه نفر از عروسی یه نفر کلا لذت نمی بره یه نفر همچین ته لذتو لیس می زنه که انگار از اول هم لذتی وجود نداشته. یه جای دیگه ای هم گفته بودم که انسان تو بچگی دوست داره فضانورد بشه یکمی که بزرگتر می شه و فرق بین چیز میز خودشو با یه جنس مونث می فهمه، دوست داره دکتر بشه یکمی که بزرگتر می شه و با بعضی واقعیت ها آشنا می شه دوست داره مهندس بشه. بعد از اینکه به طور کامل بزرگ شد می فهمه که هیچ گهی نمی شه. ببینید در این چرخه هیچ جایی برای معلم وجود نداره یعنی هیچکس دوست نداره معلم بشه یعنی معلمی چیزی نیست که با دوست داشتن بشی همینطوری یهویی می شی، بدون اینکه خودت هم بفهمی (اون دوستی که الان تو دلش گفت «ولی من از اول هم دوست داشتم معلم بشم» گه خورده چون در اصل دوست نداشته مجبور شده که دوست داشته باشه). پس نتیجه می گیریم که اون معلم بدبخت ما چیزی به نام لذت تو زندگیش نداشته و فقط تو تلویزیون دیده. چرا؟؟ چون در اصل لذت یه چیز الکیه و وجود نداره. چیزی که واقعیه و وجود داره یه سری هورمون هایی هستند که در مواقعی از انسان مترشح می شن و باعث به وجود آمدن یه حس بی حسی در انسان می شن که مردم عوام بهش می گن لذت. تو هر جامعه ای از ایران بگیر تا آمریکا یه سری هستند که در راس هرم جامعه قرار دارند. این یه سری دوست دارند مردم دیگه رو کنترل کنند و لذت یا برابری اجتماعی و بحث هایی از این قبیل رو هم در جامعه به وجود آوردند که مردم طبقه های پایین هرم رو تحت کنترل خودشون بگیرن چون اگه واقعا چیزی به نام لذت وجود داشتن واقعا می ذاشتند ما ببریم؟ یا اگه واقعا انسان ها با هم مساوی‌ند پس اونا اون بالا چه گهی می خورند یا چه گهی خورده اند که اون بالان و ما هم این پایین مثل عروسک خیمه شب بازی داریم دست و پا می زنیم. در هر حال سعی کنید از زندگی لذت نبرید چون باعث می شه اون قسمت از مغزتون که فکر می کنه دیگه فکر نکنه و موجب خرتر شدن شما بشه.