بالاترین نقطه ی سفارت

سکانسی از فیلم «بالاترین نقطه ی سفارت» اثر فرج الله سلحشور

لوکیشن محوطه ی سفارت:

حاج مهدی یکی از اولین کسانی بود که به داخل سفارت وارد شد. بعد از اون همه با خیال راحت رفتند داخل و شروع کردن بررسی همه چیز. در همین حال حاج مهدی با یک تابلوی بزرگ از ملکه ی انگلیس با هیجان اومد پیش حاج رضا.

حاج مهدی: حاجی … حاجی ببین چی پیدا کردم.

حاج رضا: چیه ؟ چی پبدا کردی؟

حاج مهدی: حاجی عکس امامِ. با فتوشاپ کردنش زن اصن دلم خون شد وقتی اینو دیدم..تف تو روحشون.

حاج رضا: چرا کسشر می گی؟ این کجاش امامه…این زن امامه بی شرفا بی حجابش کردن که مسخرش کنن. تف تو روحشون.

حاج مهدی: حاجی مگه زن امامو دیدی؟

حاج رضا: نه ولی اگه امام زن بود از این خوشگلتر می شد.

حاج مهدی: اصن بیا بریم پیش حاج مسلم اون بهتر می فهمه. هر چی باشه دکترا داره.

هر دو عنصر جان بر کف نظام نزد حاج مسلم ،یکی دیگر از عناصر جان بر کف نظام رفتند، که مشغول بازی با گربه ای در محوطه ی سفارت بود.

حاج مهدی: حاج مسلم تو بیشتر از ما می فهمی بیا بین ما قضاوت کن. من می گم این تابلو ،عکس امامه که با فتوشاپ زنش کردن که تف تو روحشون…حاج رضا می گه نه زن امامه که با فتوشاپ بی حجابش کردن که تف تو روحشون.

حاج مسلم: بابا شما چقدر کسخلید. این آتاتورکه. اینا مدیونشن به خاطر همین زیاد از عکساش استفاده می کنن.

حاج رضا: مسلم جون کس گیر آوردی ما رو؟ آتاتورک مگه زن بود؟

حاج مسلم: بله که زنه…تو شوروی با استالین ازدواج کرده بود.

حاج مهدی: مگه استالین مال آلمان نبود؟

حاج مسلم: نه بابا اونی که تو آلمان بود پدربزرگ صدام بود.

حاج رضا: بحث خیلی پیچیده شد…من که دیگه مغزم نمی کشه…ولی فایده دکترا داشتن اینه ها ببین مهدی این حاج مسلم همه چی رو می دونه و بر تمام وقایع واقفه.

حاج مهدی: بله خوب این همه سال زحمت کشیده.

حاج مسلم: خواهش می کنم…به نظرم باید تمام بسیج رو تشویق کنیم که برن درس بخونن که جنگ امروز جنگ اطلاعاته…

Advertisements

انتخاب اصلح

– از دست این پسره آخرش دق می کنم…+چرا؟ چی شده؟ – پاشو کرده تو یه کفش که انتخابمو کردم و به تخمش نیست نظر ما. + ای بابا دست و پای جوون ها رو تو عروسی نبندیم…کار ، کار خیریه…خدا خودش هم کمک می کنه. -عروسی چیه بابا؟ این بچه هنوز دهنش بوی شیر می ده…بحث سر انتخاباته. من می گم کشکه…این می گه دادن بهتر از ندادن. + آهان از اون لحاظ…خوب بذار بره بده. قرار نیست همه نظرشون یکی باشه که. – حرف من دادن یا ندادن نیست…پس فردا که کاندیدای این نیومد بالا ، می ره با دوستاش اعتراض می کنه. من نمی خوام خبر بچمو از کهریزک بیارن + اینم یه حرفیه…حالا چیکار می خوای بکنی؟ –  می فرستمش مالزی ، فقط از این خراب شده بره…به خدا دیگه خسته شدم می ترسم یه روز خبرشو بیارن که تو خیابون پلیسا زدن داغونش کردن…هر روز استرس دارم. + نمی دونم شاید درستش همینه. – تو چی رای می دی؟ + حالا که فکر می کنم نه به دردسرش نمی ارزه.

ماجرا های شیخ و روباه

روزی شیخ به دیدار دوستی رفتند. وقتی رسیدند در را کوفتند. از قضا روبهی از آنجا رد می شد…روباه به شیخ گفت:

 شیخ تو را چکار با خانه ی مفلسان…پس کجایند شیخ را مخلصان

شیخ گفتند: یا چاوز موعود..تو چه جوری حرف می زنی؟ بعد خشتک پاره کرده و فرار کردند به سوی مسجد شهر. در آنجا به مردم گفتند که روباهی دیدم همی حرف می زد. آن دم شیخ را به جرم ترویج خرافات گرفتند و رهسپار اعدام شیخ بیچاره شدند. پای چوبه ی دار روبه از دور همی شیخ را دید و با خود گفت: اگر کون مرا همی دیده بودی ، آنجا نوشته بود Made in China و نه تو در پای دار بودی و نه من محزون به خاطر این اشتباه.

ای مخلوق ، ای انسان بیچاره…در تو هست هزار راه چاره

گر دوای درد خویش دانی تو…سال ها بی گزند مانی تو

انتخابات

این روزها همه جا بحث انتخابات ، بحث داغ مردم است. ما هم در خانواده گاهی سر شام از این بحث ها می کنیم. مثلا دیشب دایی اینا هم بودند و بحث سر اینکه چه کسی اصلح تر است شدت گرفت. پدر من معتقد بود سیاست در مملکت ما شبیه چیپس است و مسئولین هم یک پسر تخمی و تخس مثله این (اشاره به من) هستند که وقتی چیپس دارند به هیچکس نمی دهند. دایی ام اشاره کرد قبول دارم که این (باز هم اشاره به من) بچه ی بسیار تخس و تخمی است ولی آن چیپس هم نصفش باد است و ارزش خاصی ندارد. پدربزرگم هم در تایید حرف پدرم گفت: مشکل اصلی هم این است که این بچه ی تخس (باز هم اشاره به من) کسخل هم هست و این مشکل را چند برابر می کند. مادرم در ادامه وارد بحث شد و گفت اگر آشغال ها را هم رفتار های غلط رئیس جمهور قبل در نظر بگیریم این بچه ی تخس و کسخل (اشاره به من) باید ببرد بیرون که نمی برد و مملکت بیشتر به گند کشیده می شود.خانواده ما اگر محدودیت ها نبود می توانستند در شبکه ی خبر تحلیل گر سیاسی شوند ولی حیف. این انقلاب هر چه قدر هم بد بود ولی توانست هفتاد میلیون تحلیل گر سیاسی تحویل جامعه دهد.