زندگی و فیلم ها

بزرگی گفته زندگی مانند یک فیلم است..ولی نیست…مثلا من حاضر بودم زندگیم مثله فیلم The Departed باشد و آخرش هم بمیرم …. یا مثلا به جای خدا استوین اسپیلبرگ کارگردان زندگی من باشد. یا مثلا بتمن باشم و بگا بروم ولی آدم ها را نجات بدهم…یا مرد عنکبوتی باشم و با داف های زیادی بپرم اخرش هم اگر وقت شد دنیا را نجات بدهم…یا یک زن روسپی باشم…یا در جنگ جهانی دوم سربازی باشم که برای نجات جان یک سرباز دیگر بمیرم….یا شرک باشم و همه از من بترسند یا حتی خر شرک با آن لبخند ملیحش…یا به خاطر حلقه ای با ارتش شیطان مبارزه کنم یا و….ولی هیچکدام نیستم و نخواهم بود…انگار به همین زندگی یکنواخت محکومم…کاش آن بزرگی را که آن سخن را گفته از نزدیک می دیدم و دستم را بر روی شانه اش می گذاشتم و می گفتم : گه نخور!…

Advertisements